نگاه اجمالى به سيماى زن در اساطير ايرانى
نگاه اجمالى به سيماى زن در اساطير ايرانى
دوره 2، شماره 13، خرداد 1398، صفحه 1-23
نویسندگان : دكتر فاطمه سعدى حسين * و دكتر رنا على مجيد صالح الزريجاوى

چکیده :
به روانى آب, به گرمی آتش وبه ارزشمندی خاک ایران, فردوسی شاهنامه می سراید. افسانه ها و حماسه ها و تاریخ رفته از یاد را دو باره زنده می کند و در آیینه ای به گسردگی ایران نمایان می سازد. فردوسی چشم ژرفانگر خویش را در ((توس )) خراسان به جهان گشود و با سرودن شاهنامه نور دیده ملت ایران شد و نامی ماندگار در ادبیات حماسی ملل. بیشتر زندگی پر ثمر او در زمان سامانیان و شکوفایی ادبیات پارسی گذشت و دوره شکوه پسیری را با غم از دست دادن فرزند برومند خود , در زمان سلطان غزنوی , محمود , در سخنی و تنگدستی به سرد برد و سر انجام پس از سال رنجی پر شور , شاهنامه را به پایان رسانید و شاهکارهای به یاد گار نهاد و رفت. رفت , اما نمرد که ( تخم سخن ) را پراکنده بود و ( سرو سایه فکنی ) بر افراشته بود. شاهنامه , باز آفرینی نگاشته و بر گزیده است از ( حماسه ) های باستانی و مدارکی تاریخی که با آگاهی های فردوسی از فرهنگ و ادب پارسی و نبوغ و هنر ویژه وی آمیخته گشته است و نه تنها یک منظومه بزرگ حماسی , بلکه سند و کارنامه ء فرهنگی و تاریخی ملت ایران نیز می باشد. در ششاهنامه قهرمانها و شخصیتها نقشهایی گوناگون دارند, گاه جنبه ای ( اسطوره ای )و نمادین و گاه واقعیت تاریخی می یابند. شاهنامه دارای داستانهایی است از قهرمان و پهلوانان , زنان و مردانی که گاه جنبه نمادین و آرمانی دارند و متعلق به دوران اساطیری و پهلوانی می باشند وگاه از واقعیتهای تاریخی , و در همه گونه ء خود بیانگر دیدگاه ( خرد گرایی ) و یاورهای ( بنیادین دینی ) فردوسی , که موجب محبوبیت او در میان ( شعوبیه ) گردید.

واژگان کلیدی :
زن، اساطیر، ایران، شاهنامه، فردوسی، ادبیات