<?xml version='1.0' encoding='UTF-8'?>
<ArticleSet>
  <Article>
    <Journal>
      <PublisherName>موسسه انتشارات بین المللی چتر اندیشه</PublisherName>
      <JournalTitle>مجله دستاوردهای نوین در مطالعات علوم انسانی</JournalTitle>
      <Issn>2588-6967</Issn>
      <Volume>9</Volume>
      <Issue>99</Issue>
      <PubDate PubStatus="epublish">
        <Year>2026</Year>
        <Month>07</Month>
        <Day>20</Day>
      </PubDate>
    </Journal>

    <ArticleTitle></ArticleTitle>
    <VernacularTitle>تحلیل روان‌شناختی-تاریخی مراسم بیعت و خلعت‌دهی در دربار عباسی بر اساس کتاب الذخائر و التحف</VernacularTitle>
    <FirstPage>39</FirstPage>
    <LastPage>49</LastPage>
    <ELocationID EIdType="doi">10.22051/jera.2021.31891.2698</ELocationID>
    <Language>FA</Language>

    <AuthorList>
      <Author>
        <FirstName>محمد</FirstName>
                <Affiliation>دانشجوی دکتری تاریخ اسلام، دانشگاه ادیان و مذاهب، قم، ایران</Affiliation>
      </Author>
    </AuthorList>

    <PublicationType></PublicationType>

    <History>
      <PubDate PubStatus="received">
        <Year>2026</Year>
        <Month>04</Month>
        <Day>19</Day>
      </PubDate>
    </History>

    <Abstract></Abstract>
    <OtherAbstract Language="FA">در حالی که پارادایم غالب در تاریخ‌نگاریِ خلافت عباسی(۱۳۲-۶۵۶ق) عمدتاً بر ابعاد حقوقی، فقهی و نهادی متمرکز بوده، سازوکارهای &amp;laquo;روان‌شناختی&amp;raquo; و &amp;laquo;پدیدارشناسی حسی&amp;raquo; که قدرت از طریق آن‌ها تجربه و ادراک می‌شد، نادیده گرفته شده است. این مقاله با هدف واکاوی این لایه‌های پنهان، به بررسی مراسم &amp;laquo;بیعت&amp;raquo; و &amp;laquo;خلعت‌دهی&amp;raquo; به عنوان ابزارهای دقیق روان‌شناختی-تاریخی می‌پردازد، که برای بازنمایی و تثبیت مشروعیتِ فرامادی خلافت به کار گرفته می‌شدند. این پژوهش با روش تحلیل کیفی و خوانشِ عمیقِ گزارش‌های مادیِ مندرج در کتاب &amp;laquo;الذخائر و التحف&amp;raquo; منسوب به قاضی رشید بن زبیر(م ۵۶۲ق) از چارچوب نظری &amp;laquo;دولت تئاترگونه&amp;raquo; کلیفورد گیرتز(۱۹۸۰م) و پارادایم نوین &amp;laquo;تاریخ احساسات&amp;raquo; بهره می‌برد تا نقش فرهنگ مادی دربار و صحنه آرایی تشریفات را در تولید قدرت تبیین کند. یافته‌های تحقیق نشان می‌دهد که این آیین‌ها نه تشریفاتی صوری، بلکه استراتژی‌هایی هدفمند برای تولیدِ نظام‌مندِ احساساتِ سیاسی همچون هیبت، ترس و وفاداری بودند. تحلیلِ داده‌ها فاش می‌سازد که دربار عباسی از طریق &amp;laquo;اشباع حسی&amp;raquo; و واسازی زبان نمادینِ پوشش‌ها، اشیای مادی را به امتدادِ هستی‌شناختیِ کاریزمای خلیفه تبدیل کرده و از این مسیر، اراده سیاسی را به بدن و روانِ سوژه‌ها منتقل می‌کرد. در نهایت، مقاله به این نتیجه می‌رسد که پایداری خلافت عباسی بیش از اجبار نظامی، مدیون تسخیر روان‌شناختیِ مخاطبان در قالب یک &amp;laquo;ِنمایش سالاری&amp;raquo; منسجم بود. ارزش افزوده این پژوهش در چرخش روش‌شناختی از روایت‌های صرفاً فقه-محور به سمت درک پدیدارشناختیِ قدرت است که افق جدیدی را در مطالعات تاریخ فرهنگی و تجربه زیسته‌یِ قدرت در جهان اسلامِ سده‌های میانه می‌گشاید.</OtherAbstract>

    <ObjectList>
    </ObjectList>

    <ArchiveCopySource DocType="pdf">/downloadfilepdf/31567</ArchiveCopySource>
  </Article>
</ArticleSet>
