<?xml version='1.0' encoding='UTF-8'?>
<ArticleSet>
  <Article>
    <Journal>
      <PublisherName>موسسه انتشارات بین المللی چتر اندیشه</PublisherName>
      <JournalTitle>مجله دستاوردهای نوین در مطالعات علوم انسانی</JournalTitle>
      <Issn>2588-6967</Issn>
      <Volume>9</Volume>
      <Issue>97</Issue>
      <PubDate PubStatus="epublish">
        <Year>2026</Year>
        <Month>05</Month>
        <Day>23</Day>
      </PubDate>
    </Journal>

    <ArticleTitle></ArticleTitle>
    <VernacularTitle>بررسی نقش مدیریت رسانه در شکل‌دهی به افکار عمومی سیاسی و تأثیر آن بر ثبات اجتماعی</VernacularTitle>
    <FirstPage>14</FirstPage>
    <LastPage>26</LastPage>
    <ELocationID EIdType="doi">10.22051/jera.2021.31891.2698</ELocationID>
    <Language>FA</Language>

    <AuthorList>
      <Author>
        <FirstName>احمد</FirstName>
                <Affiliation>گروه علوم اجتماعی، دانشگاه آزاد علوم و تحقیقات، تهران، ایران</Affiliation>
      </Author>
    </AuthorList>

    <PublicationType></PublicationType>

    <History>
      <PubDate PubStatus="received">
        <Year>2025</Year>
        <Month>08</Month>
        <Day>28</Day>
      </PubDate>
    </History>

    <Abstract></Abstract>
    <OtherAbstract Language="FA">مدیریت رسانه در دهه‌های اخیر به یکی از عوامل مهم اثرگذار بر فرایندهای سیاسی، اجتماعی و ارتباطی در جوامع معاصر تبدیل شده است. تحول ساختار رسانه‌ها از الگوهای سنتی یک‌سویه به محیط‌های شبکه‌ای، تعاملی و مبتنی بر پلتفرم موجب شده است که رسانه‌ها فراتر از ابزار انتقال پیام عمل کرده و به بازیگرانی فعال در شکل‌دهی به ادراک عمومی، جهت‌دهی به ترجیحات سیاسی و بازتولید یا تضعیف ثبات اجتماعی تبدیل شوند. در این میان، مدیریت رسانه به‌عنوان مجموعه‌ای از سیاست‌ها، راهبردها و سازوکارهای حرفه‌ای در تولید، تنظیم و توزیع محتوا، نقش مهمی در نحوه بازنمایی واقعیت‌های سیاسی و اجتماعی ایفا می‌کند. از این منظر، افکار عمومی سیاسی تا حد زیادی محصول تعامل میان نهادهای رسانه‌ای، قدرت سیاسی، فناوری‌های ارتباطی و الگوهای مصرف رسانه‌ای شهروندان است. هدف این مقاله مرور و تحلیل نظام‌مند مطالعات پیشین درباره نقش مدیریت رسانه در شکل‌دهی به افکار عمومی سیاسی و پیامدهای آن برای ثبات اجتماعی است. این پژوهش از نوع علمی&amp;ndash;مروری بوده و با تحلیل منابع علمی منتشرشده در بازه زمانی 2015 تا 2026 تلاش می‌کند مهم‌ترین دیدگاه‌های نظری، یافته‌های پژوهشی و روندهای نوظهور این حوزه را تبیین کند. نتایج بررسی‌ها نشان می‌دهد که مدیریت رسانه از طریق سازوکارهایی مانند برجسته‌سازی موضوعات، چارچوب‌بندی اخبار، دروازه‌بانی اطلاعات و مدیریت روایت، بر نحوه درک شهروندان از واقعیت سیاسی تأثیر می‌گذارد. در عین حال، گسترش رسانه‌های دیجیتال و شبکه‌های اجتماعی با افزایش سرعت انتشار اطلاعات و مشارکت کاربران، ساختار افکار عمومی را پیچیده‌تر و چندلایه‌تر کرده است. یافته‌ها نشان می‌دهد که مدیریت رسانه مبتنی بر اصول حرفه‌ای، شفافیت و مسئولیت‌پذیری می‌تواند به تقویت اعتماد عمومی و ثبات اجتماعی کمک کند، در حالی که مدیریت جانبدارانه یا مبتنی بر انتشار اطلاعات نادرست می‌تواند به قطبی‌سازی سیاسی و کاهش سرمایه اجتماعی منجر شود. در مجموع، رابطه میان مدیریت رسانه، افکار عمومی سیاسی و ثبات اجتماعی پدیده‌ای چندعاملی و وابسته به بسترهای نهادی، فرهنگی و فناورانه هر جامعه است. نتایج این مطالعه نشان می‌دهد که در عصر رسانه‌های دیجیتال، مدیریت افکار عمومی به‌تدریج از ساختارهای رسانه‌ای متمرکز به الگوهای ترکیبی رسانه‌ای&amp;ndash;الگوریتمی منتقل شده است؛ تحولی که پیامدهای مهمی برای کیفیت گفت‌وگوی عمومی و پایداری اجتماعی دارد.</OtherAbstract>

    <ObjectList>
    </ObjectList>

    <ArchiveCopySource DocType="pdf">/downloadfilepdf/33502</ArchiveCopySource>
  </Article>
</ArticleSet>
